تبلیغات
عرفان اسلامی - وحدت وجود چیست؟ (علی موسائی مرند)
یکشنبه 22 آذر 1388

وحدت وجود چیست؟ (علی موسائی مرند)

   نوشته شده توسط: علی موسائی    

وحدت وجود (علی موسائی مرند)

معمولاً اولین توضیح مفصل «وحدت وجود» به ابن عربی نسبت داده می‌شود هرچند ابن عربی خودش از لفظ «وحدت وجود» استفاده نکرد و افرادی قبل از او هم سخنان مشابهی گفته بودند.

وحدت وجود به همراه وحدت شهود دو اصطلاح فنی در صوفیگری اسلامی می‌باشند. در طول تاریخ تفاسیر متفاوتی از وحدت وجود توسط طرفداران، مخالفین آن و اخیراً شرق شناسان غربی داده شده‌است. معمولاً اولین توضیح با تفصیل این اصطلاح به ابن عربی نسبت داده می‌شود، هرچند ابن عربی خودش از لفظ «وحدت وجود» استفاده نکرد و افرادی قبل از او هم سخنان مشابهی گفته بودند. به عنوان مثال، غزالی بیان می‌کند که «هیچ وجودی غیر از خداوند نیست... وجود فقط به یکتا حقیقی متعلق است.» به گفته غزالی میوه معنوی صعود یک صوفی این است که «گواهی دهد که هیچ موجودیتی بجز خدا نیست و اینکه هر چیزی بجز چهره خدا نابود شونده‌است (آیه ۲۸ سوره ۲۸ قرآن)

از دیدگاه عرفا راه رسیدن به خدا نه از طریق عقل و تفکر، بلکه از طریق شناخت نفس، شهود قلبی و تامل در نفس می‌باشد، و به سخنی منسوب به علی(ع) اشاره می‌کنند که می‌گوید «من عرف نفسه عرف ربه».

عرفا مدعی اند که وحدت وجود را تجربه و شهود کرده‌اند علیرغم اینکه نظریه وحدت وجود از دیدگاه منطقی تناقض آمیز و پارادوکسی‌ به نظر می‌آید. عرفا معتقد بودند که توان تبیین و یا تعبیر عقلانی و فلسفی وحدت وجود را نداشته‌، و از روی ناچاری به تمثیل روی آورده‌اند. نویسندگان زیادی «وجود» یا «بودن» را اسم مناسب برای حقیقت خدا می‌دانند. در حالی که تمامی مسلمانان حقیقت خدا را یکی می‌دانند، منتقدین «وحدت وجود» استدلال می‌کنند که کلمه وجود برای وجود چیزهای در این عالم هم بکار میرود و اینکه این مفهوم تمایز بین وجود خالق و مخلوق را محو میکند. مدافعین استدلال می‌کردند که ابن عربی و پیروانش یک مبحث مربوط به علوم ماورا طبعیی را مطرح می‌کنند که دنباله دیدگاه اشعریان که «صفات خدا نه خدا هستند و نه چیزی جز خدا» می‌باشد. نشانهای (آیات) خدا و آثار او، یعنی مخلوقات، نه مثل خدا هستند و نه متفاوت از او، زیرا فهم از خداوند باید بصورت هم حاضر و هم غایب، هم برتر و هم مجرد باشد. در نظر مدافعین وحدت وجود «تعادل لازم را بین این دو دیدگاه درباره خدا فراهم می‌آورد». شاه ولی الّله دهلی استدلال کرد که مفهوم وحدت وجود بر اساس تجربه شخصی روحانی و خلسه‌ای بوده، و درباره کاوش ماهیات ذاتی خداوند نیست.

تناقض «وحدت و کثرت» در عرفان

عارف با شهود حق، و در نتیجه با ادراک فنای خویش و فنای عالم، معتقد است که غیر از «حق» که وجود مطلق است، چیزی وجود ندارد و ذات او از هر کثرت و تمایزی مبرا است. از سوی دیگر با حس خویش- که منکر آن نیز نمی‌تواند باشد- کثرت را ادراک می‌نماید. حال عقل باید بین این دو نحو ادراک داوری نماید که آیا کثرت واقعی است و وحدت پرداخته ذهن ما می‌باشد و یا بالعکس و یا هر دو واقعی اند. اگر هر دو واقعی باشند چگونگی پیدایش کثرت از وحدت نیز باید تبیین شود.